نقاب قوی بودن در کوه: فشاری پنهان در تیم‌های کوهنوردی

  • “خوبی؟”
  • “آره بابا، من همیشه خوبم!”

اما آیا واقعاً حالش خوب است؟ یا تنها نقابی بر چهره دارد؟

در کوهستان، بسیاری از چیزها دیده نمی‌شوند:
درد زانو زیر شلوار، یا تنگی نفس پشت لبخند.
یکی از ناپیداترین و در عین حال خطرناک‌ترین موارد، تظاهر به قوی بودن است.

در بسیاری از گروه‌های کوهنوردی، برخی افراد آموخته‌اند که همواره باید قوی، ساکت و بی‌نیاز به‌نظر برسند — حتی زمانی‌که از درون در حال فروپاشی‌اند.

چرا احساساتمان را پنهان می‌کنیم؟

از این می‌ترسیم که «ضعیف» تلقی شویم.

نمی‌خواهیم باعث توقف یا تغییر برنامه شویم.

تصور می‌کنیم تنها پاسخ مقبول در جمع این است: «خوبم».

فشار جمع یا ترس از قضاوت، گاهی سنگین‌تر از شیب مسیر است.

نقاب قوی بودن چه نشانه‌هایی دارد؟

  • ادامه دادن مسیر با سردرد شدید ناشی از ارتفاع‌زدگی، بدون بیان آن
  • نادیده گرفتن نیاز به استراحت و اصرار بر ادامه‌ی سریع مسیر
  • پنهان کردن ترس از پرتگاه یا شرایط ناپایدار
  • پذیرش شرایط نامناسب، تنها برای اینکه «ضعیف» جلوه نکنیم

این پنهان‌کاری چه پیامدهایی دارد؟

  • خستگی پنهان ممکن است ناگهان به سقوط، بیهوشی یا حادثه منجر شود.
  • سکوت‌ها می‌توانند تصمیمات حیاتی گروه را منحرف کنند.
  • فشار روانی مانع لذت بردن از طبیعت و مسیر می‌شود.
  • فرد ممکن است خود را در تصویری که از “قهرمان همیشه مقاوم” ساخته، گم کند.
  • چگونه می‌توان این نقاب را کنار گذاشت؟
  • ساختن تیم‌هایی که در آن آسیب‌پذیری، نشانه‌ی ضعف نیست.
  • پذیرش این واقعیت که گاهی گفتن «خسته‌ام»، ارزشمندتر از رسیدن به قله است.
  • آغاز صداقت از سوی سرپرست یا رهبر گروه.
  • برگزاری ایست‌های منظم برای گفت‌وگو و بررسی وضعیت روانی و ذهنی اعضا.
  • یادآوری مداوم این نکته که کوه، میدان رقابت نیست؛ فرصتی برای رشد مشترک است.

در کوهستان، قوی‌ترین فرد کسی نیست که در سکوت مسیر را تا انتها می‌پیماید؛ بلکه آن کسی‌ست که زمان توقف را می‌شناسد، نفس می‌کشد، و با شهامت می‌گوید:
«الان نیاز به کمک دارم.»